منتخبی از جملات قصار‌ عارف نامی شیخ ابوالحسن خرقانی :

* خدای را آنجا دیدم که خود را ندیدم.

* سفر پنج است‌ : اول) به پای‌ ، دوم) به دل‌ ، سوم) به همت‌ ، چهارم) به دیدار ، پنجم) در فنای نفس.

 * چون نیستی خویش به وی دهی‌ ، او نیز هستی خویش به تو دهد.

* آن کس که نماز کند و روزه‌ دارد به خلق نزدیک بود و آن کسی که فکرت کند به‌ خدای.

 * عافیت در تنهائی یافتم‌ و سلامت در خاموشی.

* بهترین چیزها، دلی است که در وی هیچ بدی‌ نباشد.

* تا توطالب دنیا باشی، دنیا بر تو سلطان است، و چون از وی رو برگردانی‌ تو بر وی سلطان باشی.

* الهی خلق تو شکر نعمتهای تو کنند من شکر بودن تو نعمت،بودن توست.

* بامداد، عالم برخیزد، طلب‌ زیادتی علم کند و زاهد، طلب‌ زیادتی زهد کند و ابو الحسن در بند آن بود که سروری به دل‌ برادری رساند.

* مرید من آنست که بر کنار دوزخ‌ بایستد و هرکه را خواهند به‌ دوزخ برند دستش گیرد و به‌ بهشت فرستد و خود به جای او به دوزخ رود.