مقدمه

آنچه امروز توجه اهل نظرو کارشناسان مسائل اجتماعی را به خود جلب کرده است، بروز فاصله میان قشرها و طبقه های مختلف جامعه است. فاصله­ای که می­تواند اجزای جامعه را دچار از هم گسیختگی سازد. شاید سخن گفتن از گسست قشرهای جامعه مسئله خوشایندی نباشد، ولی چشم بستن بر روی واقعیت نیز به سرانجامی ناگوارتر خواهد انجامید. بی­گمان، انقلابی که در بستر وحدت و همدلی گروه­های مختلف جامعه به وقوع پیوست، نمی­تواند پایداری وپویایی خود را در بستری جزء این حفظ کند.

بنابر تعبیر معمار انقلاب، حفظ نظام از اوجب واجبات است. از این رو، بررسی و شناسایی عواملی که تهدید کننده ثبات و اقتدار نظام باشد نیز امری بایسته است. در واقع، بروز فاصله میان یک طبقه، قشر یا گروه سنی با طبقه، قشر یا گروه سنی دیگر را گسست می­گویند. این فاصله می تواند یک نوع فاصله فکری، فرهنگی، ایدئولوژیکی، روحی و عاطفی، فیزیکی، جغرافیایی و یا تفاوت در شرایط و سطح زندگی افراد باشد.

البته، گسست نسل­ها و پدیده ایجاد فاصله فکری و فرهنگی میان پدران و فرزندان، رویدادی نیست که به مقطع زمانی امروز و در موقعیت سیاسی ـ جغرافیایی انقلاب اسلامی منحصر باشد، بلکه با گذری در تاریخ تعداد فراوان، این گسست را در حیات بشر می­بینیم. تفاوت در جهان بینی، دیدگاه ها، منش و سلوک حضرت آدم و پسرش قابیل، تا اندازه ای بود که قابیل حتی نتوانست برادرش را برتابد.

  از درگذشت رسول خدا صلی الله علیه و آله تا حادثه غم بار کربلا، بیش از نیم قرن نگذشته بود که فرزندان تربیت شده در جامعه اسلامی، فرزند پیامبر اسلام را به قتل رساندند. به بیان دیگر،نسلی که به قتل امام حسین علیه السلام برخاست، نه تنها به گسست عمیق با اندیشه ها و باورهای پدران خویش دچار شده بود، بلکه به مبارزه و معارضه­ای خونین با نماد این تفکرات و اندیشه­ها دست زد. اینان نه تنها قرآن و اهل بیت را تنها گذاشتند، بلکه با آنان جنگیدند. پس از انقلاب اسلامی نیز کم و بیش شاهد این پدیده نامبارک هستیم.

گسست فکری، فرهنگی، روحی و عاطفی میان نسل جدید انقلاب با نسل پیش از آن، می تواند به عنوان خطری جدی انقلاب را تهدید کند، بنابراین، نباید این امر، از نظرها پنهان بماند.

پدیده جوانی معمولاً با شاخصه هایی چون نوگرایی، آرمان گرایی، نشاط و هیجان و کم تجربگی شناخته می شود. نسل اول انقلاب نیز با داشتن همین ویژگی ها به پاخاست که البته پیوند محکم جوانان انقلابی در ده های 50 و 60 با دیگر گروه های جامعه و به ویژه حوزه و دانشگاه، کم تجربگی آنان را جبران می کرد. نسل اول انقلاب آرمانگرا است و برای ایجاد حکومتی بر مبنای اندیشه های اسلامی قیام کرده است. او به ایدئولوژی اسلامی شیعی و مکتبی که ولایت فقیه با اجتهاد در دین باز می­تاباند، مؤمن است، به آرمان و مکتبش متعهد است و با شور و نشاط وصف ناپذیری برای حفظ انقلابش می­کوشد.

به راستی امروز به این نیازها چگونه، پاسخ می­دهیم؟ اگر دولت و جامعه برای بازشناسی ویژگیهای جوانی و پاسخ گویی به این نیازها پروژه و برنامه مشخصی نداشته باشد، توان و حرکت حاصل از این ویژگی ها و نیازها، جوانانمان را به بیراهه هایی می­برد که روحانیان و معلمان مدارس نیز از جذب آنان ناتوان خواهند بود.

در شرایط کنونی، لازم است نهادهای رسمی و حکومتی و رسانه­ها در برنامه­های فرهنگی خود، وحدت رویه داشته باشند. تا در پرتو آن، این گسست­ها و نابسامانی­ها را از میان ببرند. برای رسیدن به این رویه، نخست باید زمینه های بروز گسست میان نسل­ها و اهمیت این رویداد بیش از پیش معرفی و عوامل ایجاد کننده و تشدید کننده آن به دقت موشکافی شود. سپس در گام بعدی، باید به فکر همگرایی بود، همگرایی میان نهادهای اجتماعی، اعم از نهادهای رسمی و حکومتی، مردمی و غیر رسمی و نهاد خانواده، تا در پرتو این وحدت رویه، دست یابی اهداف تربیتی آنها و همسویی آنان با یکدیگر محقق شود.

اصطلاحات / تعربف عملیاتی

تعریف نسل : دایره المعارف علوم اجتماعی نسل را این چنین تعریف کرده است : در جمعیت­ شناسی، به گروهی از افراد اطلاق می­شود که مرحله­ای از حیات را با یکدیگر آغاز کرده یا پایان داده باشند. گروهی که در یک زمان فارغ التحصیل می­شوند، گروهی که در زمانی بالنسبه نزدیک به همه به دنیا آمده یا ازدواج کرده ­اند. (باقر ساروخاني، ، ص 107)

شکاف نسل: در تعریف شکاف و گسست نسل اینطور آمده . دور شدن تدریجی دو یا سه نسل پیاپی از یکدیگر از حیث جغرافیایی، عاطفی، فکری، و ارزشی، وضعیت جدیدی را ایجاد می­کند که اصطلاحاً گسست نسل­ها نامیده می­شود. ( اسپاک، 1364: 259)

ابعاد مفهومی نسل:در میان علمای علوم اجتماعی هنوز وفاق کافی در مورد معنای نسل وجود ندارد.به نظر هیوز هر نسل برپایه­ی تجربیاتی که افرادش در آن شریک بوده­اند حد و مرزی از خود به دست می­دهدو در واقع خوشه ای حول محور این گونه تجربه ها تشکیل می­شود.  بنابراین کسانی که با افراد پانزده سال از خودشان بزرگتر در رویدادهای روانی تعیین کننده شریک بوده اند، ممکن است خود را به این افراد نزدیکتر احساس کنند تا به افرادی که سن شان فقط اندکی از آنان کمتر است ولی به آن حوادث ارتباطی نداشته­اند. (سالار اجتهد نژاد کاشانی،1384)

از دیدگاه بالس پاسخ به این پرسش که منظور از نسل چیست؟ کار آسانی نیست.از برخی جهات می­توان گفت که یک نسل عبارت است از فاصله­ی میان والدین با فرزندانشان.بدین ترتیب اگر سن بچه­دار شدن را مثلا بین بیست الی بیست و پنج سالگی فرض کنیم آنگاه هر بیست تا بیست و پنج سال یک نسل جدید پا به عرصه­ی حیات می­گذارد.بسیاری از مردم در طول عمر خویش شاهد حضور سه نسل هستند.پدربزرگ­ها ومادر بزرگ­ها،خودشان و فرزندانشان.به نظر بالس نظریه پردازان فرهنگ عامه و نیزتاریخ نگاران بر این اعتقادند که ظاهراً در حدود هرده سال شکل جدیدی از ذهنیت نسلی بروز می­کند.(آزاد ارمکی.غفاری 1383، ص 10)

جایگاه نسلی بیانگر موقعیت اجتماعی یک نسل می­باشد که آن نسل را با افراد نسل دیگر متفاوت می­کند. اهمیت این مفهوم در جامعه شناسی به خاطر دیدگاه­های متفاوتی است که نسل­های متفاوت به دلیل جایگاه و موقعیت متفاوتشان پیدا می­کنند. این مفهوم با مفهوم دوره­ی زندگی نیز قرابت دارد. به نظر شارون زمانی که فرد متولد می­شود دارای اهمیت است.زیرا افراد در دوره­ای تاریخی قرار می­گیرندکه نسلی شروع به شکل دادن دیدگاهش می­کند. افراد را با دیدگاه­های آن نسل درسراسر زندگیشان پیوند می­دهد و بر بسیاری از باورهای آنها اثر می­گذارد. کسانی که در نسل خود طعم جنگ را چشیده اند درباره­ی جنگ و صلح دیدگاهی متفاوت با کسانی دارند که چنین تجربه ای نداشته­اند. کسانی که هنگام فارغ التحصیلی از دانشگاه فرصت­های شغلی داشته­اند درباره­ی کار و آینده نگرش متفاوت با کسانی دارندکه این گونه فرصت­ها را نداشته­اند. طلاق، کنترل زاد و ولد، سقط جنین، ازدواج و برابری جنسی از نظر افراد نسبت به اینکه از کدام نسل باشند معنای متفاوتی خواهد داشت.(سالار اجتهد نژاد کاشانی،1384)

شکاف نسلی:

برای این واژه معادل‌های دیگری همانند گسست نسلی، انقطاع نسلی تضاد نسلی، انسداد نسلی نیز در مقالات و کتاب‌های فارسی به کار برده‌اند.از نظر لغوی شکاف نسلی به معنی "بریده شدن و منفرد گشتن از دوست یا کسی است" (منصور نژاد،1382: 191)

مفهوم شکاف در جامعه شناسی به آن دسته از تمایزات و تفاوت­های پایداری اشاره دارد که در جریان تقابل­های سیاسی اجتماعی بروز می­کند که اصلی ترین صورت آن، شکاف زندگی مدرن و سنتی است.یکی از مهم­ترین ویژگی­های شیوه ی زندگی جدید شورش بر ضد هر چیزی است که از نظر جوانان سنت تلقی شده باشد گریز از سنت باعث ایجاد پدیده­ای موسوم به شکاف بین نسل­ها شده است.(آزاد ارمکی.غفاری1383، ص16)

شکاف نسلی به معنی و جود تفاوت­های دانشی،گرایشی و رفتاری مابین دو نسل با وجود پیوستگی­های کلان متاثرازساختارهای اجتماعی، فرهنگی وتاریخی است. فرزندان در مقایسه با افراد پیر و میان سال با وجود این که دریک فضای فرهنگی زندگی می­کنند اطلاعات، گرایش­ها ورفتارهای متفاوت دارند. شکاف نسلی هنگامی محقق می­شود که واحد های نسلی شکل بگیرد.کارل مانهایم نیروی جدیدی را که دارای موقعیتهای جدید و تجربیات متفاوت باشدزمینه ساز شکل گیری واحدهای نسلی میداند(همان، ص21)

به نظر می آید تفاوت در موقعیت­ها مثل دانش، گرایش و رفتارمعطوف به دو گروه سنی جوان و پیر، منجر به شکاف نسلی می­شود. اما باید دانست که شکاف نسلی با کشمکش نسلی تفاوت دارد. زیرا در مورد شکاف نسلی واحدهای نسلی به رغم تجربیات متفاوت، در کلیت فرهنگی اجتماعی به تعامل می­پردازند. در صورتی که کشمکش نسلی به موقعیتی اطلاق می­شود که بین دو موقعیت متفاوت نسلی بر سر ارزش­ها به جای تعامل تعارض بروز کند. (همان،ص18)

تفاوت نسلی:

از دیدگاه روان شناختی و جامعه شناختی، بین بینش­ها، منش­ها و خواست­ های دو نسل ، تفاوت وجود دارد ؛ به صورت طبیعی، هیچ نسلی آینه تمام نمای آرمان­های نسل قبل ، به ویژه انعكاس دهنده خصلت­ ها و منش‌های آنها نیست . هر نسلی شرایط و خصوصیات روانی اجتماعی خاص خود را دارد كه قطعا جنبه­ های مثبت و منفی را در بر می­گیرد.

 تحول اقتضاد دارد كه نسل جدید در منش ،خصلت و بینش ،تابلوی نسل قبل نباشد ؛ به خصوص با توجه به اینكه سرعت تحولات در تمامی عرصه­های زندگی بشری ، شتاب فزاینده و رود به تزایدی یافته است ؛از این رو تفاوت نسل­ها بیشتر از گذشته ،احساس می­شود و حالت مخاطره آمیز این وضعیت ، شكاف وگسست نسلی است كه به معنای دور شدن تدریجی دو یا سه نسل پیاپی از یك دیگر، از حیث جغرافیایی، عاطفی، فكری و ارزشی است و وضعیت جدیدی را ایجاد می­ند كه اصطلاحا گسست نسل­ها نامیده می­شود.در این وضعیت، غالباً نوجوانان و جوانان می­كوشند، تا آخرین پیوندهای وابستگی خود را از والدین یا نسل بالغ بگسلند و اغلب در این راه،به گردن كشی و طغیانگری می­پردازند(بنجامین اسپاك ، ۲۵۹).

مجموعه تفاوت­هایی كه میان دو نسل وجود دارد عبارت است از : ۱- تفاوت درآرمان ها و هدف های دو نسل . ۲- تفاوت در مفاهیم دو نسل . ۳- تفاوت در الگویابی و گروه­های مرجع . ۴- تفاوت در اصطلاحات روزمره دو نسل . ۵- تفاوت در ظاهر، پوشش و نوع سخن گفتن در میان دو نسل . ۶- تفاوت در انتظار از زندگی و به تبع آن تفاوت در سبك زندگی.

تعارض نسلی:

وقتی منابع هویتی نسلی تقویت کننده­ی یکدیگر نباشند و پیوستگی نسلی را به دنبال نداشته باشند زمینه برای ظهور و بروز تعارض نسلی فراهم می­گردد. به گونه­ای که اعضای جامعه وضعیت هویت خود را در نفی و تعارض با گذشتگان خود می­بینند. تعارض میان نسل­ها زمانی به وجود می­آید که تحولاتی روبنایی درجامعه ایجاد  شود. منظور از تحولات روبنایی، تحولات اجتماعی و سیاسی در مقابل تحولات فکری و اندیشه­ای است.تعارض نسلها در مظاهر فرهنگی و سلوک اجتماعی میان قشرهای مختلف جامعه، به ویژه میان نسل جدید و قدیم رخ می­دهد.(قبادی1382، 54)

تاريخچه بحث در اسلام و ايران:

انقطاع نسل‌ها امري بديع نيست و در تاريخ ايران و اسلام سابقه دارد . علاوه بر اين ، لزوماً امري مذموم و مورد نكوهش نيست.و چه بسا مفيد ،سازنده و مطلوب نيز باشد . براي تاييد اين مدعا به سه مورد و شاهد تاريخ ايراني ، اسلامي و ايراني – اسلامي اشاره مي‌شود.

دعواي دو نسل را در داستان‌هاي ايراني و در فرهنگ خودي بايد در رزم بي‌امان "رستم و سهراب" از زبان فردوسي شنيد. اين پدر و پسر چون زبان يكديگر را نمي‌فهميدند و همديگر را نمي‌شناختند ، به روي يكديگر شمشير كشيدند. بار اول پسر (نمايندة نسل جديد) بر پدر (سمبل نسل قديم) غالب شد ، ولي در مرحلة بعد پدر بر فرزند پيروز شد و او را كشت . پدر در پايان كار متوجه خطايش شد ، ولي كار از كار گذشته بود و نوشدارو خواستن او ثمري نداشت .

فردوسي در شاهنامه نكات ارزندة اخلاقي را به بحث مي‌گذارد و به انسان‌ها در ذيل اين داستان اندرز مي‌دهد : جهانا شگفتي زكردار تست شكسته هم از تو هم از تو درست از اين دو يكي را نجنبيد مهر خرد دور بد مهر ننمود چهر همي بچه را باز داند ستور چه ماهي به دريا چه در دشت گور نداند همي مردم از رنج و آز يكي دشمني را ز فرزند باز

دكتر زرين‌كوب از اين داستان نتيجة مناسبي براي نسل حاضر مي‌گيرند.ايشان مي‌نويسند : "در واقع اگر نسل ما -نسل پدران- كوششي نكند تا دنياي پسرانش را به درستي بشناسد ، ممكن است، ناآگاه و نشناخته، مثل رستم اين پسر را قرباني ناشناخت كند .درست است كه سهراب هم حتي وقتي كشته مي‌شود دنيا را براي رستم باقي نمي‌گذارد و..بالاخره نسل پدرهاست كه بايد جا را براي پسرها باز كند،اما مسئله قضيه فرصت‌هاست .

فرصت‌هايي كه بيهوده هدر مي‌شود و نسل‌ها را از نيل به كمال ممكن ، باز مي‌دارد .رستم اگر اين دفعه هم فرصت را در شناخت پسر از دست بدهد ،ممكن هست كه سهراب براي خويش باقي بماند،اما ديگر براي او پسري نخواهد بود." شاهد دوم مربوط به تاريخ اسلام و آن هم صدراسلام و عصر رسول‌اكرم است . پيامبر اسلام وقتي كه مبعوث شدند ، ابتدا خويشاوندان خويش را به اسلام دعوت كردند. اما بيشتر عموها و اقوام نسل قديم در مقابل پيامبر ايستادند و به ايشان پاسخ منفي دادند. اين وضعيت ادامه يافت . گرچه از نسل قديم افرادي به پيامبر ملحق شدند و در عين حال از نسل جوان افرادي به پيامبر نگرويدند ، عمدتاً‌ نسل قديم در مقابل پيامبر و دعوت ايشان ايستاد و جنگيد . (منصور نژاد،1382: 191)

نسل قديم دست كم هدايت همة دشمني‌هاي عليه پيامبر را به عهده داشت، در حالي كه نسل جديد (بلال حبشي‌ها و عمار و ياسرها) ياران صميمي و فداكار پيامبر بودند«شايد اين ادعا گزاف نباشد كه تكيه‌گاه اصلي انقلاب پيامبر بر نسل جوان بود. به عبارت ديگر، نسبت فرهنگ نسلي عليه نسل قديم كه بت‌پرست بود، اسلام را تاسيس و تضمين كرد . (همان،1382، 191)

بنابراين انقطاع نسل‌ها در انقلاب پيامبر ثمره‌اي نيكو داد و قابل مدح است . شاهد اسلامي – ايراني اشاره به نهضتي دارد كه امام خميني (ره) در دهة 1340 آغاز كرد وشامل واكنش امام در قبال لايحة انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي ، رفراندوم شاه ، فاجعة مدرسة فيضيه و كاپيتولاسيون است كه به تبعيد ايشان منتهي شد و پس از پانزده سال در بهمن 1357 به پيروزي انقلاب اسلامي منجر شد . گفته مي‌شود كه امام در سال‌هايي كه نهضت از جوشش و خروش افتاده بود ، فرمودند كه "سربازان من در گهواره هستند" .

حتي اگر اين جمله مستند هم نباشد، واقعيتي انكارناپذير است. درسال‌هاي 7-1356 ميانداران اصلي نهضت و كساني كه از گلوله‌ها نهراسيدند و نيز عمدة شهدا، از نسل جديد و جواني بودند كه در سال‌هاي 3-1342 متولد شده بودند. نهضت امام سبب شد كه در بسياري از خانوده‌ها بين فرزندان و بزرگان اختلاف‌نظر ايجاد شود .نسل جديد فدايي امام بود،ولي نسل قديم يا از مبارزه مي‌هراسيد و يا از ساختار سابق حمايت مي­ كرد.

اين مدعا، يعني اينكه نسل جديد و جوان ستون‌هاي اصلي انقلاب اسلامي بود ، در دفاع مقدس به وضوح تبلور يافت . بيشتر شهدا ، جانبازان و آزادگان از نسل جديد و جوان‌اند. گر چه پس از تاسيس نظام اسلامي تقابل نسل قديم و جديد كم شد ، هيچ‌گاه حضور جدي نسل قديم مگر در موارد معدود را در دفاع مقدس شاهد نبوديم . حتي خانواده‌هايي مخالف حضور فرزندانشان در جبهه بودند و كار به جايي رسيد كه امام شرط اجازه از مراجع تقليد و والدين را براي حضور در جبهه‌ها لازم ندانستند. 

از شواهد ياد شده مي‌توان به نتايج متعددي رسيد. اول، ممكن است با انقطاع فكري – نسلي از نسل پيشين ، به نتايج بهتر و مطلوب‌تري رسيد.البته ممكن هم هست كه به نتيجة خوبي نرسيد كه در اين حالت بايد راه‌حلي براي آن انديشيد و به پيشگيري و درمان اين بحران پرداخت . (همان،1382، 191)

 دوم ،"فضل تقدم دليل تقدم فضل نيست "، يعني لزوماً محصولات فرهنگي سابق مطلوب‌تر و مناسب‌تر از محصولات جديد نيستند. سوم ، تاريخ ايران و اسلام (و نيز تاريخ جهان) را مي‌توان از منظر انقطاع نسل‌ها و از اين زاويه ورق زد . در اين صورت ، حوادث تاريخي معنادارتر مي‌شود و اين امر نه تنها سطح كار تحقيقي را از "تاريخ عقلي" مي‌كشاند ، بلكه فضا را آماده مي‌كند تا به تقرير و نظريه‌اي در "فلسفه تاريخ" در مسائل ايران و اسلام رسيد. چهارم ، در حد فرضيه مي‌توان ادعا كرد كه انقطاع نسل‌ها در شرايط عادي ، طبيعي و معمولي رخ نمي‌دهد و تنها ميان نهضت ، انقلاب و شورش ، انقطاع نسل‌ها ارتباط معني‌داري وجود دارد.(همان،1382، 191)

بنابراين در شرايط آرامش و عادي تفاوت بين نسل‌ها بيشتر و شكاف‌ بين آنها كمتر است .در شرايط غيرعادي نيز عكس اين حالت صادق است . در پاسخ به اين سؤال كه در انقطاع نسل‌ها بايد به نفع كدام يك از نسل قديم يا جديد داوري كرد و ارزش‌هاي فرهنگي كدام نسل اصيل‌تر است ، بايد گفت كه تنها راه ارائة شاخصي است كه بر اساس آن بتوان مطلوب‌تر بودن فرهنگي را نسبت به فرهنگ ديگر آزمايش كرد. ممكن است كه نسل قبل متقن‌تر و عميق‌تر باشد و ممكن است كه عكس آن صادق باشد.

به نظر مي‌رسد كه در فرهنگ ايراني اسلامي ، مبناي شاخصه‌ها بايد "عقل و نقل" باشد .طبيعي است كه نسل جديد مطالبات جديدي دارد.اگر مطالبات اين نسل خلاف عقل و نقل نباشد، دليلي ندارد كه نسل قديم عكس‌العمل نشان دهد.چه بسا اين تغيير فرهنگي مناسب هم باشد.ارزش‌هايي كه هر كدام از اين دو نسل ازآن دفاع مي‌كنند، اگر خلاف عقل يا نقل باشد، به معني نامطلوب بودن مطالبات و مدعيات آنهاست . با اين ملاك‌ها و ارائة شاخص‌هايي دقيق‌تر مي‌توان در خصوص تعارض بين نسل‌ها به داوري نشست .

نتيجه داوري ممكن است در مواردي له يا عليه نسل پيشين و نسل جديد باشد . به طور كلي ، نمي‌توان در تعارض فرهنگي بين نسل‌ها به نفع هيچ كدام از آنها به طور مطلق داوري كرد . (همان،1382، 192،)

چهار چوب نظری :

آنچه می­تواند مبین طرح و اهمیت مباحث نسلی در ایران شود قرار گرفتن ایران در مرحله­ی گذار تاریخی اجتماعی خود است. جامعه­ای که در مرحله­ی گذار قرار می­گیرد استعداد و آمادگی بیشتری را برای تولید شکاف­های اجتماعی از جمله تفاوت و شکاف نسلی دارد.

تالکوت پارسونز تالکوت پارسونز براهمیت هنجارها و ارزشها به منظور برقراری نظم اجتماعی در جامعه تأکید می کرد نظم اجتماعی از قاعده هایی که بر سود شخص نظارت دارد واز توسعه نظامهای ارزش مشترک که شیوه های معناداری را در اختیار فرد قرار می دهد که بین مجموعه ای از کردارها ، کردارمناسب را انتخاب کند ، ناشی می شود (راب استونز ،1379، 154)

پارسونز ضمن تأکید بر اهمیت نظام فرهنگی در نظارت بر جنیه های دیگر جامعه ،آشکارا برای مسئله حفظ نظم اجتماعی اهمیت فوق العاده قائل بود . وی می­گوید که این مسئله را باید از دو جهت مورد بررسی قرار داده و حل و فصل نماییم به اعتقاد پارسونز یک جنبه نظم را می توان از طریق اطاعت ناشی از اجتماعی شدن و نظارت اجتماعی حفظ کرد . 

پارسونز تأکید خاصی بر درونی­کردن هنجارها و ارزشهای جامعه دارد نیاز به تعادل یا وحدت ساختی دومین جنبه از نظرات پارسونز را تشکیل می دهد که به حل مشکل نظم کمک می کند.از نظر او نظم اجتماعی بایستی نیازهای کارکردی را تأمین و وحدت نظام اجتماعی را حفظ کند بنابراین کلید نظرات پارسونز توجه به دو نکته است: نظام فرهنگی وتأکید آن بر رفتار فرد ونیازهای کارکردی کل نظام اجتماعی(توسلی،1369، 178) 

پارسونز با اعتقاد به این مدل که هر چیز را می توان به عنوان یک وسیله یا یک هدف طبقه بندی کرد در نظام AGIL یا پارادایم چهار­گانه یک نظام اجتماعی ارزشهای اقتصادی و فرهنگی را به عنوان ارزشهای ابزاری و درخدمت ارزشهای غایی که شامل ارزشهای سیاسی و اجتماعی می­شوند تلقی می­کند وارزشهای اقتصادی و سیاسی را دارای جنبه بیرونی وارزشهای فرهنگی واجتماعی را دارای جنبه درونی می­داند(همان،69)

آنتونی گیدنز گیدنز منشأ دگرگونی فرهنگی را با تضاد بین سنت و مدرنیته و به تبع تقابل بین اختیار و خطر پذیری می بیند . در یک طرف این موضوع ، اشکال مدرن باز تابندگی روابط بر آمده از فنآوری که بازارها ، نظام­های بوروکراتیک ورسانه های فرهنگی را قادر می­سازد تا در سراسر جهان گسترش یافته سپس در بازگشت محیط کار ، خانه و زندگی روزمره ما را در بر می­گیرد .به بازیگران عرصه اجتماع این اختیار را می­دهد که پایه­های اقتدار و روال­های بدیهی را سست کرده در آن تشکیک کند.اشکال جدید شناخت و دانش، بازیگران عرصه اجتماع را قادر می­سازد که در همه جا از خانواده گرفته تا شغل و حرفه و دولت یا اشکال جدید اقتدار را به چالش بطلبند.(راب استونز، 1379، 434)

به نظر گیدنز اختلاف بین نسل­ها در واقع نوعی به حساب آوردن زمان در جامعه مدرن است. هر نسل در واقع نوعی به حساب آوردن تیره­ای از آدمیان است که زندگی فردی در مقطعی از انتقال گروهی جای دارد.با این حال در عصر جدید، مفهوم نسل رفته رفته فقط در برابر پس زمینه ای از زمان استاندارد شده معنی پیدا می­کند به عبارتی دیگر، ما اینک فقط از نسل دهه پنجاه یا نسل دهه شصت قرن حاضر و غیره سخن می­گوییم. توالی زمان به این معنا در معنای صریح خود دلالت های تلویحی دیگری هم دارد که به خصوص مفهوم«از نو شروع کردن»از آنها استنباط می­شود.زیرا تکرار روش­های گذشته تنها در صورتی تحقق می­یابد که آن روش­ها به طور بازتابی قابل توجیه باشند .(گیدنز،1378، 207) گیدنز در اینجا علاوه بر عنصر زمان به فرار بودن جامعه به عنوان ویژگی جوامع متعدد و نیز نوعی مرخص شدن

از گذشته توجه دارد . نکته قابل تأمل در اندیشه گیدنز رد این ایده است که نسل جدید به لحاظ اخلاقی نسبت به نسل قبلی دچار مشکل است او در پاسخ به این پرسش که آیا شاهد ظهور یک نسل«من»خواهیم بود که ارزشهای مشترک و علایق عمومی را نابود می­کنند و در آنجا فردگرایی مفرط و شدید وجود خواهد داشت. عنوان می­کند که نسل «من» توصیف گمراه کننده از فردگرایی جدید است که نشانه­ای از یک روند فساد اخلاقی به دست نمی­دهد . در واقع به عکس ،وی معتقد است که نسلهای جوان امروز نسبت به نسلهای پیشین به مسائل اخلاقی بسیار بیشتر حساس هستند اما آنها این ارزشها را به سنت ربط نمی­دهند یا شکل­های سنتی اقتدار را به مثابه عامل تعیین کننده هنجارهای شیوه زندگی نمی پذیرند(گیدنز،1378، 42-43) 

نتیجه گیری:

اصولاً فصل نتیجه­ گیری پیوند زدن ابتدا تا انتهای تحقیق با هم و برجسته کردن نکات مهم تحقیق است و ارائه راهکار­ها بر مبنای آن است .بنابر این قبل از بحث در باره نتایج پژوهش مجدداً به ابتدای تحقیق بر می­گردیم .

در فصل نخست و در اهداف تحقیق یادآور شدیم که تحقیق حاضر در صدد پاسخ دادن به جند سؤال است 1- ایا بین نسل اول و دوم شکاف نسلی نسلی وجود دارد ؟ 2- علل و عوامل مؤثر بر شکاف بین نسلی چیست؟ 3- چه پیشنهاد­هایی را می­توان بر اساس یافته­های تحقیق حاضر برای کاهش شکاف بین نسلی سپاه ارائه کرد؟ نتايج بررسي حاضر نشان دهنده وجود تفاوت بين نسل‌هاي قديم و جديد است. تفاوت‌ها به گونه‌اي نيست كه بتوان از آن به انقطاع نسلي رسيد. ، در بین بینش‌ها، منش‌ها و خواسته های دو نسل ، تفاوت وجود دارد لازم بذکر است که به صورت طبیعی ، هیچ نسلی آینه تمام نمای آرمان‌های نسل قبل ، به ویژه انعكاس دهنده خصلت‌ها و منش‌های آنها نیست . هر نسلی شرایط و خصوصیات روانی اجتماعی خاص خود را دارد كه قطعا جنبه‌های مثبت و منفی را در بر می‌گیرد.

(تحقیق کامل موجود است) در نمودار- 1 شاخص­های فرهنگی ملاحضه می­کنید در دو شاخص شکاف نسلی میانگین پاسخ‌های نسل اول و دوم متفاوت است. یافته­های تحقیق حاکی از آن است که بیشترین تفاوت  بین نسل اول و دوم در ابعاد اخلاقی می­باشد و در مراتب بعدی ابعاد اخلاق، ابعاد اجتماعی و فرهنگی قرار دارد. با تکیه بر چار چوب نظری و همچنین یافته­های تحقیق یادآور می­شود که شکاف نسلی امری بسیار پیچیده و ابعاد متعدد است در نتیجه همواره حداقلی از گست نسلی در جامعه وجود دارد و همه نتایج شکاف بین نسلی منفی نیست و در برخی موارد همانند جسارت علمی ،خردمندی و....مثبت نیز است. و به نفع جامعه تمام شده است .

پیشنهاد­

1- سه مسئلة "گفتگوي بين دو نسل‌ یا ارتباط کلامی و پذيرش مشاركت فعالانه نسل جديد ، از شكاف بين نسل‌ها جلوگيري مي‌كنند و در صورت وقوع بحران در درمان آن مؤثرند.

منابع و ماخذ:

1- استونز،راب،متفکران بزرگ جامعه شناسی؛تهران :ترجمه مهرداد میر دامادی،تهران ،نشر مرکز،1379. 2-اسپاک بنجامین،«پرورش فرزند در عصر دشوار ما»، ترجمه هوشنگ ابرامی، تهران، نشر صفی علیشاه1364.

3-باقر ساروخاني، درآمدي بر دايرة المعارف علوم اجتماعي، تهران،1380.

4-تقی ،آزاد ارمکی، غلامرضا غفاری ، شکاف نسلی در ایران،تهران:1380

 5- سالار اجتهد نژاد کاشانی، شکاف بین نسلی در میان دانشجویان دانشگاه شید بهشتی تهران، مجله اینترنتی فصل نو،1384.

6- شارون،جوئل؛ده پرسش از دیدگاه جامعه شناسی؛ترجمه منصور صبوری کاشانی،تهران:نشر نی،1380.

7-علی آقا بخشی ، فرهنگ علوم سیاسی ، تهران : چاپار ،۱۳۸۳. غلامعباس،توسلی نظریه­های جامعه شناسی؛چاپ سوم،تهران:انتشارات سمت،1371

8-گیدنز،آنتونی،تجدید و تشخیص،جامعه و هویت شخص در عصر جدید،ترجمه ناصر موفقیان،تهران:نشر نی،1378

9-محمد منصور نژاد، «شکاف و گفتگوی نسل ها با تاکید بر ایران». چاپ شده در کتاب «گسست نسل ها» با اهتمام علی اکبر علیخانی، تهران، نشر پژوهشکده علوم انسانی و اجتماعی جهاد دانشگاهی(1382)،.

نویسنده مقاله : محمد سعیدی